على دوانى
15
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
بن الحسن پدر او سر لشكر پدرش ( ناصر كبير ) بود . داراى فضل و شجاعت و نجابت و مقامات مشهورى است كه اگر بگويم به درازا مىكشد . و اما ابو محمد ناصر كبير كه نامش حسن بن على است ، مقام وى در دانش و زهد و فقه از آفتاب درخشان روشنتر است . اوست كه اسلام را در ميان ديلميان رواج داد تا جائى كه پس از گمراهى را به راه راست هدايت يافتند ، و از نادانى برگشتند . خصوصيات زندگى شكوفان او بيش از آنست كه به شمار آيد ، و آشكارتر از آنست كه پوشيده بماند . كسانى كه خواستار آنند از مظان آن به دست آورند . اما على بن الحسين ( پدر وى ) او نيز دانشمندى فاضل بود . حسين بن على ( پدر اين دانشمند ) نيز سرورى مقدم بر ديگران و رياستش مشهور است . على بن عمر اشرف هم از علما بوده و حديث روايت كرده است . و اما عمر « 17 » بن على بن الحسين ( ع ) كه لقبش « اشرف » است ، از افتخارات سادات و مردى بزرگوار و جليل القدر و دانشمند بوده است ، و اهل حديث از وى روايت كردهاند « 18 » . » بنا بر آنچه ذكر شد سيد رضى و برادرش سيد مرتضى كه هر دو نوادگان دخترى ناصر كبير مىباشند . از جانب پدر و مادر « حسينى » ، و سلسله پدرى و مادريشان همگى داراى افتخارات و مآثر دينى و علمى و شجاعت و شهامت و جهاد در راه خدا و حفظ معالم حلال و حرام اسلام و تعاليم عاليه قرآن و شعائر مذهب شيعه اماميه يعنى واقعيت اسلام بودهاند . مسعودى « 19 » مورخ شهير و جغرافى دان معروف كه هم عصر سيد رضى و سيد مرتضى بوده است ، در تاريخ مشهورش « مروج الذهب » در دو مورد از ناصر كبير به نام « اطروش » ياد كرده و مىنويسد : « اطروش « 20 » در بلاد طبرستان ( مازندران ) ظهور كرد و اتباع بنى عباس را كه « سياه جامگان » مىگفتند از آنجا بيرون راند . اين واقعه در سال 301 ه - روى داد . وى داراى فهم سرشار و علم و معرفت به عقايد و مذاهب بود . مدتى در ميان ديلميان زيست « 21 » ديلمىها در آن موقع كافران
--> ( 17 ) در شرح حال معاصران سيد رضى كه از « ابو الحسن عمرى » نوادهء « عمر » كه يكى از پسران على عليه السّلام بوده است خواهيم گفت كه توجه مردم بعد از پيغمبر به خلفا موجب شد جوّى به وجود آيد كه ائمه نيز مجبور شدند براى اسكات مردم نادان و كم رشد ، بعضى از فرزندانشان را به نام خلفا بنامند ! ( 18 ) تا اينجا سخن مرتضى در آغاز كتاب « ناصريات » بود . ( 19 ) على بن حسين مسعودى مورخ و جغرافى دان بزرگ اسلام است . او همهء خاورميانه و قسمت عمدهء خاور دور را پيموده ، و آثار گرانقدرى مانند مروج الذهب ، و اخبار الزمان و اثبات الوصيه ، و حقايق الازهار فى اخبار ائمه الاطهار ( ع ) و غيره را به يادگار گذارده است . مسعودى به سال 346 در مصر چشم از جهان فرو بست . ( 20 ) چون در يكى از جنگها بر اثر صدماتى گوش ناصر كبير كر شده بود ، به وى اطروش هم مىگفتند . چون اطروش در عربى به معنى كر است . ( 21 ) ديلمىها مردمى از ساكنان رودبار و نقاط بالاى قزوين تا مرز گيلان و مازندران بودند .